کارمن بالسلز و خیزش جهانی ادبیات آمریکای لاتین

کارمن بالسلز و خیزش جهانی ادبیات آمریکای لاتین؛ درباره‌ی یکی از بزرگترین کارگزاران ادبی جهان

 · 5 مدت زمان مطالعه به دقیقه


داستان کوتاه «تدفین مادربزرگ» اثر گابریل گارسیا مارکز که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، مرگ فرمانروای افسانه‌ای ماکوندو، «مادربزرگ»، را روایت می‌کند. در این داستان، مادربزرگ زمینداری بخشنده و رهبری محترم است که اقتدارش از سوی مهم‌ترین رهبران جهان به رسمیت شناخته می‌شود. داستان با اغراق تأکید می‌کند که هیچ‌کس نسبت به مرگ او بی‌تفاوت نبود؛ نه کشاورزان، نه نوازندگان نی‌انبان، نه روسپیان، نه موزکاران، و نه حتی جادوگران قلمرو. او با احترام همگان را فرمان می‌داد و سازمان‌دهی می‌کرد؛ «مرکز ثقل ماکوندو» بود و مردم شهر باور داشتند که او نه‌فقط مالک زمین‌هایشان، بلکه صاحب رودخانه‌ها، باران‌ها، تیرهای تلگراف و موج‌های گرما نیز هست.


وقتی مادربزرگ از مرگ قریب‌الوقوع و گریزناپذیر خود آگاه می‌شود، برادرزاده‌ی بزرگش، نیکانور، را به گوشه‌ای می‌کشاند و ساعت‌ها با دقتی وسواس‌گونه دستورالعمل‌هایی می‌دهد تا مسئولیت‌ها و تعهداتش پس از او ادامه یابد. زمانی که سرانجام به «دارایی نامرئی» خود می‌رسد - که در میان آن‌ها رنگ‌های پرچم و درس‌های دموکراسی را هم می‌شمارد - این تلاش به‌کلی او را از پا درمی‌آورد. او با «آروغی» از دنیا می‌رود؛ صدایی بلند و ناهنجار که پایه‌های قلمرویی را که فرمان می‌راند، می‌لرزاند. ماکوندو به مدت چهارده هفته در سوگ و بی‌ثباتی فرو می‌رود. پاپ در مراسم خاکسپاری او حضور می‌یابد و کنگره‌ی ملی روزهای بسیاری را صرف تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشت پیکرش می‌کند. پس از مرگ او، مردم شریف ماکوندو نه‌تنها محکوم به زیستن در سایه‌ی او هستند، بلکه باید بکوشند او را به یاد بیاورند.




در آن سوی اقیانوس اطلس، همان سالی که «تدفین مادربزرگ» منتشر شد، زنی جوان به نام کارمن بالسلز شغلش را به‌عنوان منشی یک اتحادیه‌ی بازرگانی در شهر پرجنب‌وجوش بارسلونا ترک می‌کرد. او به‌تازگی با یوییس پالومارس ازدواج کرده بود و با ثبات مالی‌ای که ازدواج برایش به همراه آورد، تصمیم گرفت رؤیای اداره‌ی یک آژانس ادبی را دنبال کند. بالسلز سال‌ها بود که به‌طور پراکنده در حوزه‌ی ادبی فعالیت می‌کرد. حدود سال ۱۹۵۴، زمانی که به‌عنوان منشی کار می‌کرد، همراه یک وکیل برزیلی که قصد داشت کتابی درباره‌ی سفرهایش منتشر کند، به چندین انتشاراتی در بارسلونا سر زد. در جریان این دیدارها با ویراستاری به نام خوآکیم سابریا آشنا شد؛ کسی که نخستین بار پیشنهاد داد بالسلز به یک کارگزار ادبی تبدیل شود.

سابریا او را به وینتیلا هوریا معرفی کرد؛ نویسنده‌ای مجارستانی و نماینده‌ی آژانس ACER، مؤسسه‌ای کوچک که به ترجمه‌ی آثار خارجی به زبان اسپانیایی اختصاص داشت. بالسلز در ACER به‌عنوان پیام‌رسانی غیررسمی مشغول شد و اخبار را از مادرید به بارسلونا - قطب صنعت نشر اسپانیا - منتقل می‌کرد. وقتی حرفه‌ی نویسندگی هوریا رونق گرفت، از آژانس کنار کشید. گرچه پیشنهاد داد که کسب‌وکار را به بالسلز بفروشد، اما او سرمایه‌ی لازم را نداشت. از سوی دیگر، چون در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ آژانس‌های ادبی به شکل امروزی در بارسلونا وجود نداشتند، بالسلز نمی‌توانست به‌راحتی در آژانس دیگری مشغول به کار شود. او به گزینه‌ای تازه نیاز داشت.

بالسلز در چشم‌انداز در حال تغییر صنعت نشر اسپانیا فرصتی پیدا کرد و با اتکا به ارتباطاتی که در ACER به دست آورده بود، آژانس خود را تأسیس کرد.

به‌زودی پایش به دفتر کارلوس بارال، ویراستار انتشارات سِیکس بارال، باز شد؛ ناشری که در حال بازتعریف جایگاه خود با نویسندگان نوظهور آمریکای لاتین بود. بارال پیشنهاد داد بالسلز قراردادهای ترجمه‌ی بین‌المللی کل فهرست انتشارات را مدیریت کند و از طرف ناشر با نویسندگان مذاکره کند. بالسلز قاطعانه مخالفت کرد و به تناقض - حتی بی‌عدالتی - چنین وضعیتی اشاره کرد: مذاکره با نویسندگان بی‌پول از جانب انتشاراتی که خود عادت به بهره‌کشی از نویسندگان داشت. بارال در نهایت با پیشنهاد متقابل موافقت کرد و به بالسلز حق فروش ترجمه‌های خارجی آثار نویسندگان سیکس بارال را به‌عنوان نماینده‌ای مستقل داد. در سال ۱۹۶۰، «آژانس ادبی کارمن بالسلز» به‌طور رسمی متولد شد؛ آژانسی که در آپارتمان خانوادگی بالسلز در مرکز بارسلونا مستقر بود. طی بیست سال بعد، این آژانس به دژی ادبی بدل شد که از حقوق برخی از مهم‌ترین نویسندگان اسپانیایی‌زبان قرن بیستم محافظت می‌کرد.

کارمن بالسلز به چهره‌ای قدرتمند در نشر بین‌المللی تبدیل شد. او استعدادیاب تیزبین، حامی پرشور ادبیات، خواننده‌ای دقیق، تاجری هوشمند و حرفه‌ای با شبکه‌ای گسترده و نیرویی تأثیرگذار در تغییر الگوهای کهنه‌ی صنعت نشر به‌سوی شیوه‌هایی بود که فضای منصفانه‌تری برای نویسندگان فراهم می‌کرد.

او از جمله نیروهایی بود که به حرفه‌ای شدن جایگاه نویسنده در جهان ادبیِ اسپانیایی‌زبان کمک کرد؛ تأثیری که پیامدهایش بسیار فراتر از سواحل آمریکای لاتین و اسپانیا رفت.

در میان موکلان بالسلز، نام شش برنده‌ی جایزه‌ی نوبل دیده می‌شود، در کنار نویسندگان پرفروشی که نظیرشان از زمان جنبش «بوم» - عنوانی که به پدیده‌ی اوج‌گیری ادبیات منطقه در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ داده شده - در نشر آمریکای لاتین دیده نشده بود. بالسلز در طول دوران حرفه‌ای خود در محافل ادبی بین‌المللی به‌طور گسترده مورد احترام بود. هرچند برخی، به‌ویژه ویراستاران، پیگیری سرسختانه‌ی او برای احقاق حقوق موکلانش را با تمسخر می‌نگریستند، اما بیشتر افراد با ستایش از او یاد می‌کنند.

هرچند او در سال ۲۰۱۵ درگذشت، خاطره‌اش به‌سرعت در هاله‌ای از اسطوره، داستان و شایعه پیچیده شده است. موکلانش او را در آثار داستانی خود به تصویر کشیده‌اند: مادری آدم‌خوار، نماینده‌ای خشن با مجوز قتل، یا زنی غرق در اشک. در آثار غیرداستانی، زندگی‌اش تنها به‌طور سطحی روایت شده است. گرچه در تاریخ‌های جمعی «بوم ادبی آمریکای لاتین» و زندگینامه‌ها و خاطرات نویسندگانش از او یاد شده، این متون صرفاً سطح دستاوردهای بالسلز را خراش داده‌اند. در سال ۲۰۲۲، زندگینامه‌ای به زبان اسپانیایی به قلم یکی از موکلان و دوستان نزدیک بالسلز منتشر شد، اما حتی این کتاب نیز بیش از آن‌که تحلیلی باشد، به مجموعه‌ای از خاطرات پراکنده شباهت دارد.

گارسیا مارکز «تدفین مادربزرگ» را سال‌ها پیش از آن‌که با زنی آشنا شود که با تمام وجود برای آثارش می‌جنگید، نوشت؛ بااین‌حال، شباهتی شگفت‌انگیز میان قدرتی که بالسلز در دست داشت و قدرت شخصیت داستانی مارکز وجود دارد. درست یا نادرست، نمی‌توانم از مقایسه‌ی این دو زن چشم بپوشم. آیا به‌جا است که نماینده‌ای ادبی را از خلال داستان‌هایی که به زنده شدن‌شان کمک کرده به یاد آوریم؟ تصور نمی‌کنم بالسلز از آنکه خود را در کتاب‌هایی بیابد که سراسر زندگی حرفه‌ای‌اش را احاطه کرده بودند، آزرده می‌شد. و همچنین گمان می‌کنم باید جاه‌طلب‌تر باشیم و صفحاتی مستقل برای او خلق کنیم تا بتواند در آن‌ها زندگی کند.


شهرکتاب آنلاین
شهرکتاب آنلاین

نظری ثبت نشده است.

یک نظر اضافه کنید
Ctrl+Enter برای افزودن نظر

  • کودک و نوجوان

    (1)
  • کنار کتاب

    (3)
  • صنایع دستی

    (7)
  • اسباب بازی

    (16)
  • نوشت افزار

    (46)
  • کتاب

    (24)